این روزهای خواب آلود و بیحوصلهی کشدار بهار، این روزهای که همه کار و درس و برنامههای غیر منتظره قاطی آن شده، این روزهای که همه این خیابانها و کافههایش بوی تو را میدهند، این روزها فقط تو را کم دارند، این روزها من دلم میخواهد خودم را با تمامی بودنم ولو کنم در آغوشت و به هیچ چیز جز گرمای تنات فکر نکنم.
